85/05/28
آسیب شناسی احزاب (7)
شيوه تمركزگرائى در اداره جامعه
د - فرضيه ديگر كه احزاب سياسى را آسيبپذير مىسازد، شيوه تمركزگرائى در اداره جامعه است. بدين مفهوم كه غالباً بين استوارى احزاب وتشكلهاى سياسى ونظامهاى تمركزگرا از يک سو وامكان فعاليت وپايدارى آنها از سوى ديگر در نظامهاى فدرال وغير متمركز ارتباط مستقيم دارد. نظامهاى آمريكا، هند، فرانسه، ايتاليا و... كه با شيوه فدرال وغيرمتمركز اداره مىشوند، احزاب وتشكلهاى سياسى پايدارتر واستوارتر از كشورهاى جهان سوم ويا در حال توسعه وغيرمتمركز دارند. به عبارت ديگر بايد گفت كه حتى در كشورهاى غيرمتمركز عمدتاً از پايدارى وفعاليت احزاب وتشكلهاى سياسى خبرى نيست.
شواهد وتجربيات تاريخى نشان مىدهد كه هر از چند گاهى كه نظامهاى سياسى متمركز به دلايلى تضعيف شدهاند ويا تمركزگرائى شديد خود را از دست دادهاند وبه نوعى فدراليزم موقتى ويا نانوشته يا شبه فدراليزم همراه با كاهش قدرت ايجاد شدهاند، رشد وفعاليت احزاب وفعاليتهاى آنها بسيار چشمگير وپررونق بوده است. اما پس از مدتى كه حكومت مركزى قدرت از دست رفته را باز مىيابد، فعاليتهاى سياسى احزاب را نه تنها به مخاطره مىاندازند بلكه مطبوعات، رسانههاى گروهى، آزادى بيان وقلم هم به مخاطره مىافتد وبه تعطيلى كشانده مىشود. مشاهده چنين فراگردى در كارنامه احزاب اين را فرضيه قوت مىبخشد كه چنانچه كاهش قدرت حكومت مركزى بر اساس يک نظامنامه حقوقى وسياسى صورت پذيرد ومتقابلاً به افزايش اقتدار واختيارات منطقهاى بينجامد مىتواند با پايدارى وفعاليت احزاب سياسى رابطهاى مستقيم داشته باشد. به عبارت ديگر در يک نظام فدرال وغيرمتمركز، ضريب اطمينان بالائى براى پايدارى احزاب سياسى وجود دارد ودر بلندمدت آن را نهادينه نمايد.
ه - فرضيه ديگرى كه مىتواند نقش مؤثرى در آسيب رساندن به احزاب سياسى داشته باشند. فرمايشى ويا دستورى بودن احزاب است، بدين مفهوم كه در جوامع سياسى ويا غير سياسى به منظور ضريب افكار عمومى توده مردم وبالا بردن ضريب اعتبار ومشروعيت حكومت وطرح آزاديهاى كاذب وغير واقعى حزب يا احزابى توسط افراد خود فروخته واز لايههاى بالاى حكومت را تأسيس مىكند كه به نوبه خود تأثيرات مخربى را بر فرهنگ سياسى جامعه بر جاى مىگذارد.
اينگونه احزاب فاقد اصالت حزبى بوده وهستند. زيرا خودجوشى والزام اجتماعى واعتقادى براى پيدايش يک حزب ضرورتى حتمى است. ويژگى عمده اينگونه احزاب با از ميان رفتن شخصيت با نفوذ ويا دستيابى به اهداف خاص سياسى ويا كسب منافع غير سياسى آنها نيز از ميان مىرفتند اما دنبال خود آثارى از بىاعتمادى براى مشاركت اجتماعى در فرهنگ سياسى - اجتماعى جامعه باقى مىگذارند. عكس العملى بودن وآغازهاى خوب وپر سر وصدا وهياهو از ويژگيهاى اين دسته از احزاب سياسى است كه همواره با شكستى پيش بينى شده روبرو مىشوند.
ادامه مطلب
85/05/03
آسیب شناسی احزاب (6)
در بخشهايى از اين مقال تعاريفى از احزاب سياسى وتفاوت آن با گروههاى داراى نفوذ پرداخته شد. مزايا ومعايب، انواع احزاب سياسى ونيز مطالعه اجمالى مبانى وساختمان چگونگى فعاليت احزاب، انواع نظامهاى سياسى اشاره گرديده، از اين به بعد وارد مرحله جديدى از بحث اصلى موضوع يعنى عوامل وعلل تأثيرگذار كه در ناپايدارى احزاب واساساً تشكيلات سياسى دخيل هستند، مىشويم. بنابراين در حال حاضر ترجيحاً مفهوم اصطلاح آسيبشناسى را تبيين مىنمائيم.
اصطلاح آسيب شناسى كه بيشتر درعلوم پزشكى به كار رفته است واستفاده از آن در علوم اجتماعى چندان مأنوس نيست، عبارت است از: «مطالعه خاستگاه بىنظميها ونابسامانيها» اين اصطلاح از ديدگاه پزشكى به فراگرد ريشه يابى بيماريها اطلاق مىشود، اما از آن رو گاهى تشخيص بيمارى از تندرستى دشوار است، جامعهشناسانى كه اين اصطلاح را وام گرفته واز آن آسيب شناسى اجتماعى را ساختهاند، به سختى مىتوانند بگويند كه مرزهاى تثبيت شده هنجاريهاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى وفرهنگى در جامعه چگونه است. با اين همه، مسلم است كه اگر هنجارها شروع وپذيرفته شده ومرسومى وعرفى از سوى افراد جوامع بشرى ناديده انگاشته شود، كژ روى پديد مىآيد ورفتار وكردار وپندار انسان شكل وشمايلى بيمار به خود مىگيرد.
در تعريف ديگر، پاتولوژى وآسيب شناسى اجتماعى نوعى تخالف چشمگير رفتار وكردار انسانى با ناهنجاريهاى عمومى دانسته شده است.
فرضياتى كه سبب آسيبپذيرى وناپايدارى احزاب سياسى مىگردد. در يک پروژه هرچند قطعيت وحتمى بودن برخى از عناصر آن به اثبات نرسيده اما مىتوان علل ذهنى آن را مورد ارزيابى اجمالى قرار داد. از آنجا كه مراد آن نيست كه ساير علل وعوامل خطى ودرونى، عينى، دور ونزديک ويا لازم وكافى احزاب سياسى را مورد بررسى ومطالعه قرار دهيم ليكن مىتوان فرضياتى را در ذهن متبادر ساخت وبه شرح مختصر هر يک خواهيم پرداخت.
1 - فقدان فرهنگ سياسى مسالمتآميز وتشنج زدا در جامعه
غالباً نظامهايى كه مبتنى ر انگارش زور وقوه قهريه است وقدرت فيزيكى حرف اول را در جامعه طرح مىكند سطح نازلترى از اخلاق ومعنويت وفرهنگ اجتماعى مشاهده مىگردد. به عبارت ديگر هر اندازه جوامع از جهات معنوى وتربيت اجتماعى واخلاقى ضعيفتر باشند به كارگيرى زور وقدرت فيزيكى در آن جوامع عادىتر خواهد بود. يعنى زور مشروعيت خود را از وجود فساد اخلاقى وتربيت اجتماعى ومعنوى وناملايمات وابتذال فرهنگى مىگيرد. در چنين جوامعى بدون هيچ منطقى، محور شمشير است ونخستين وآخرين حكم را صادر مىكند.
از سوى ديگر تعصبات وتعلقات فرهنگى، اخلاقى، قومى وكمرنگ شدن وجوه اشتراک ميان عناصر وعوامل آن عرصه را رفتار مسالمت آميز تنگ مىكند وكاربرد زور وكشتارهاى متوالى يا متناوب امرى رايج وطبيعى مىگردد.
حتى اين اصل ومهم نه تنها در مقياس ماكرو (كلان جامعه) بلكه در مقياس ميكرو (فرد وخانواده) نيز صادق است. مثلاً افراد وخانوادههايى كه از بلوغ اخلاقى واجتماعى وامكانات تربيتى مجهزتر وبهترى برخوردارند در به كارگيرى زور به عنوان امرى عادى ترديد دارند.
ادامه مطلب
85/04/04
آسیب شناسی احزاب (5)
4 - نظام سياسى چند حزبى
در بحث پيشين اشاره شد كه سيستم دوحزبى حاصل طبيعى انتخابات يک مرحلهاى با اكثريت مطلق است. اما در نظام چندحزبى ممكن است، هيچ يک از احزاب قادر نباشند، كه اكثريت مطلق آراء را كسب نمايند، بنابراين انتخابات به نوبت دوم كشيده مىشود ورأى اكثريت نسبى مد نظر قرار مىگيرد وملاک پيروزى يک حزب محسوب مىگردد، به ناچار حزبى كه اكثريت آراء نسبى را بدست آورده است، براى تشكيل كابينه با احزاب ديگر ائتلاف مىكنند كه اصطلاحاً به آن (Block) مىگويند. از جمله پيامد مهمى كه اينگونه سيستمها پيش روى دارند آن است كه اينگونه حكومتها كه بدين شيوه سر كار مىآيند، ثبات واستحكام چندانى ندارند. زيرا حزب يا حكومتى كه قدرت را در دست دارد، همواره متحدين خود را تحت كنترل داشته باشد واغلب بر سر موضوعى يا مسألهاى اختلاف نظر پيدا مىكنند ويا در تصميمگيرىها وسياستگذارىها با دشوارىهايى مواجه مىشوند. علاوه بر اين در پارلمان ومجلس نيز با همين معضل وسرنوشت روبرو هستند.
نظام چند حزبى به جهت وجود تعارضات وتضاد چند جانبه همواره نتوانستهاند چارچوب يک نظام دو حزبى يا تكحزبى عمل نمايند. بيشتر اين تعارضات در قالب اقتصادى، سياسى، وابستگى به طبقات در حد بينالمللى، تعارض ملى ونژادى، تاريخى، اجتماعى، دينى ومعنوى تشكيل مىگيرد.
يكى ديگر از ويژگىهاى بارز آن، عدم وجود سازماندهى وتشكيلات نه آن چنان سختى كه در نظام تكحزبى ديده مىشود، است ونه آنچنان باز وملايم وسازمان نيافته كه بتوان آن را با نظام دوحزبى يكى دانست.
در نظام چند حزبى هر قدر تعداد احزاب بيشتر باشد وآراء كسب شده احزاب به هم نزديک باشد، ائتلاف كابينه از ثبات كمترى برخوردار است. در اين نظام قدرت اصلى در اختيار اعضاى كابينه است، به طورى كه حق استيضاح حكومت توسط هر يک از احزاب وحق خروج آنها از ائتلاف، حربه كابينه را عليه احزاب وعليه پارلمان كندتر مىكند. در جمهورىهاى سوم وچهارم فرانسه سيستم چندحزبى بر اين كشور حاكم بوده وقدرت در اختيار پارلمان بود وحتى در جمهورى چهارم دوازده حزب در پارلمان فعاليت داشتند. مواجه با اين پديده سياسى بوده يكى از دلايل عمده پيدائى نظامهاى چند حزبى، ترس تاريخى وذهنيت مردم از گذشته نامطلوب وپيدايش ديكتاتورىهاى فردى وسلطه گروه يا طبقه خاص است.
ادامه مطلب
85/04/04
آسیب شناسی احزاب (4)
طبقه بندى نظامهاى حزبى
در گذشته نه چندان دور ماهيت واشكال حكومتها را بر مبناى قوانين اساسى از يكديگر متمايز مىكردند، اما با پيدايى احزاب سياسى، كمتر معرف تركيب نظامهاى سياسى شده است. امروزه رژيمهاى سياسى جهان بر اساس سيستمهاى حزبى فعال موجود در آنها مورد تجزيه وتحليل قرار مىگيرند وبررسى نظامهاى حزبى به لحاظ ماهوى از يك سو ميزان واقعى مشاركت مردمى را مشخص مىكند واز سوى ديگر ميزان ودرجه دموكراسى ومردمسالارى، شايسته سالارى، آزادى، رعايت اصل «حق تعيين بر سرنوشت خويش» وحقوق اساسى مردم ونيز استبداد را نشان مىدهد.
انديشمندان سياسى قرن بيستم بر ضرورت احزاب سياسى اهميت بسيار قائل شده اند ومعتقدند كه احزاب سياسى داراى مرام ومسلك انضباط وسازماندهى است، بنابراين يكى از پايه ها وبنيادهاى قدرت ودولت مىباشند. از اين رو بر اين نكته مصرّ هستند كه نظام سياسى ملى اگر چه داراى قدمت بسيارى است، اما رابطه تنگاتنگى با احزاب كه پديده سياسى واجتماعى نو است، دارند وعمدتاً بدون شناخت احزاب نمىتوان مرز ميان نظامهاى سياسى را از يكديگر تشخيص داد.
اگرچه احزاب زاده نظامهاى سياسى است، اما در شكل گيرى نوع نظامهاى سياسى ملى متأثر از فعاليت احزاب است وسيماى نظام سياسى را متحول ودگرگون مىسازد.
ادامه مطلب
85/04/03
آسیب شناسی احزاب (3)
سازمان درونى احزاب سياسى
علاوه بر شناخت از تعاريف، اهداف، فوائد ومضرات احزاب، آگاهى از سازمان درونى آن براى شهروندى كه خواستار فعاليت در احزاب سياسى ويا سمپات وهواداران آن باشند، ضرورت دارد.
قبل از آن كه وارد بحث سازمان درونى احزاب سياسى شويم لازم به يادآورى است كه بدانيم سرشت وخوى احزاب با يكديگر متفاوت است وسازمان آن نيز بر اساس خوى ومنش بنيانگذاران واهدافى كه تعقيب مىكنند، قوام مىگيرد واين اختلاف به تفاوت نگرش جمعيتها يا احزاب وانجمنها وبنيانگذاران آن باز مىگردد.
اساس اركان وتشكيلات يك حزب سياسى غالباً مطابق تقسيمات كشورى است. اگر نظام ورژيم سياسى يک كشور متمركز باشد، تنها يک حزب اجازه فعاليت دارد وسياست وخط مشى نظام را خود پىريزى مىكند، اما چنانچه نظام به شكل فدرال وغير متمركز اداره شود، احزاب گوناگونى با مرامنامه واساسنامه ويژه اى اجازه فعاليت پيدا مىكنند، بنابراين براى شناخت هرچه بهتر كار وچگونگى سازمان درونى احزاب بايد به اساسنامه ومرامنامه آنان مراجعه نمود. البته فراموش نكنيم كه آنها يک پروسه سياسى وحقوقى هستند كه گاه در عمل با آنچه در مرامنامه واساسنامه خود آورده اند، تفاوت عميقى دارد وناشى از علل گوناگونى چون سلايق شخصى ومقتضيات وشرايط پيش آمده در جامعه سياسى است.
احزاب بر اساس اهداف ودستيابى به آن داراى اركان وتشكيلات مشتركى با عناوين متفاوت چون كنگره، شوراى مركزى (كميته مركزى، كميته هاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى، بانوان، جوانان و.... وشعبات آنها چون كميته شهرستان، حوزه وواحد وزير مجموعه آنان مىباشند، كه در اين گفتار پيرامون هر يک به اختصار شرح مىدهيم
ادامه مطلب
85/04/03
آسيب شناسى احزاب سياسى(2)
آسيب شناسى احزاب سياسى(2)
اهداف وويژگىهاى احزاب سياسى وتفاوتهاى آن با گروههاى داراى نفوذ
بديهى است كه احزاب سياسى داراى اهداف وويژگىهاى خاص خود است كه آن را از ساير نهاده وگروههاى اجتماعى از جمله گروههاى داراى نفوذ جدا مىسازد.
آنچه كه حائز اهميت است آن كه در عرصه سياسى احزاب بايد چه خصوصياتى داشته باشند وچه اهدافى را تعقيب نمايند؟ كه با اختصار به شرح آن مىپردازيم.
نخستين ويژگى احزاب سياسى آن است كه از طريق انتخابات ومبارزات پارلمانى بطور مسالمتآميز قصد دارند بيشترين كرسىهاى مجلس را كسب ويا تشكيل حكومت دهند ويادر بخش عظيم ويا كوچكى حاكميت داشته ونيز در اداره امور كشور شريك باشند تا در پرتو آن نيازها ومطالبات مادى ومعنوى جامعه را جامه عمل بپوشانند.
موريس دوورژه انديشمند بنام علوم سياسى مىگويد: «هدف مستقيم احزاب به چنگ آوردن قدرت يا شركت در اعمال واجراى آن است.
احزاب در پى آنند كه در انتخابات كرسىهايى را بدست آورند، نمايندگان ووزرائى داشته باشند وحكومت را در دست گيرند».
- دوورژه، موريس، «اصول علم سياست»، ص 153.
در حالى كه گروههاى داراى نفوذ چنين اهدافى را تعقيب نمىكنند ونمىخواهند مستقيماً ويا از طريق انتخابات ومبارزات پارلمانى وبه شكل مسالمتآميز قدرت را به چنگ آرند ويا تشكيل حكومت دهند ودر قدرت سياسى سهم بسزائى داشته باشند بلكه در صدد هستند به طرق مختلف وبا اعمال فشار به منافع واهداف خويش كه عمدتاً صنفى وطبقاتى است دست يابند.
ادامه مطلب
85/04/01
آسيب شناسى احزاب سياسى(1)
آسيب شناسى احزاب سياسى(1)
احزاب سياسى ولوازمات آن مهمترين مكانيسم عرصه هاى جامعه مدنى وتحقق اعمال دموكراسى وسهولت حيات سياسى جامعه بشرى است كه موجب فرآيندهاى سياسى كه همانا فعل وانفعالات اجتماعى ورفتارهاى سياسى با اهدافى معين ومشخص در نبردى مشروع كه خود مبين تحول وحركت سياسى است، مىگردد.
وجود احزاب سياسى از يك سو موجب افزايش شوق وعلاقهمندى وانگيزه مشاركت مردمى در اداره امور كشور مىگردد واز سوى ديگر به شخصيت حقوقى مبتنى بر تعيين سرنوشت خويش احترام قائل شدهايم.
احزاب سياسى به تبع انديشههاى سياسى دموكراتيك، يكى از دستاوردهاى تمدن بشرى به شمار مىرود كه با ظهور دولتهاى ملى وبرقرارى سيستم پارلمانى از قرن 17 در اروپا آغاز وبه تدريج تكامل يافتهاند.
البته لازم به يادآورى است كه در تاريخ گذشته ملل متمدن، جمعيتهايى پديد آمدند كه در شمار احزاب ياد مىشوند، مانند: «احزاب كوهستان ودشت وساحل در يونان، نجبا(پاتريسينها) وعوام (پلبينها) وبعدها دموكراتها وجمهورىخواهان در روم، گوتلنها وگيبلينها در قرون وسطى، كاتوليكها وپروتستانها درفرانسه، اسواران وكله گردها در انگليس وامثال آنها همه حزب به شمار مىآمدند»(1).
در كشورهاى اسلامى از جمله ايران جمعيتهايى نظير اخوان الصفا، اسماعيليه، حروفيّه، قرمطيان، زنديه و... را مىتوان در شمار احزاب آورد.
ادامه مطلب
