86/09/21
پيشه وري از زبان خودش
پیشه وری از زبان خودش
در زاويه سادات خلخال درسا ل 1272 متولد شدم در اثر حوادث وزد وخوردها در سن 12 سالگي با خانواده خود به قفقاز مهاجرت كردم واز آن تاريخ در تلاش معاش قدم گذاشتم
در مدرسه اي كه تحصيل ميكردم وارد كار شدم آنجا مانند يك مستخدم ساده خدمت كردم پس ازخاتمه مدرسه به معملي پرداختم
پس از انقلاب اكتبر “… اقيانوس نهضت اجتماعي مرا هم مانند ساير جوانان معاصر ازجاي خود تكان داده به ميدان مبارزه سياسي انداخت ….” در آزادي ملل روسيه عملا دخالت داشتم . در اين كار بزرگ وپر افتخار علاوه بر مبارزه آزاديخواهي يك نظر ملي هم مرا تحريك ميكرد من ميدانستم كه نجات و سعادت ملت وميهن من در پيشرفت رژيمي است كه انقلابيون روسيه مي خواهند و اگر غير از لواي پر افتخار لنين ،بيرق ديگري در روسيه در اهتراز باشد استقلال وآزادي ملت ايران هميشه در معرض خطر خواهد بود…. نهضت جنگل مرا هم مانند همه آزادي خواهان ايراني جلب نمود ….. به اتفاق دوستان صميمي خود كه اغلب آنها توي حزب توده هم هستند در ده شهر در فرونت زير آتش توپ وگلوله پيش ميرفتيم ، كار ميكرديم ، نبرد مي نموديم ، غذاي روحي ما ايمان وعقيده بود …. وقتي در رديف آزاديخواهان بزرگ بودم و براي اجراي وظيفه سنگين و مسوليت دار اجتماعي انتخاب ميشدم ، هرگز خود را بزرگ نمي دانستم و در نظر خود همان آدم ساده وبي غرضي بودم كه دستمال در دست گرفته و شيشه هاي مدرسه را پاك مي كرد… حال هم كه پنجاه سا ل از عمرم مي گذرد وسي سال از ان را در مبارزه سياسي ودر زندانها به سر برده ام ، خود را همان مستخدم زحمتكشي كه در مدرسه خدمت ميكرد ميدانم و براي همان طبقه چيز مينويسم ….” در جريان نهضت جنگل بنا به تصميم مليون گيلان به تهران آمدم ودر آنجا سازمان وشوراي مركزي
اتحاديه كارگران را تشكيل دادم وارگان آن” روزنامه حقيقت” را منتشر كردم …..” تمام سر مقاله هاي روزنامه حقيقت باستثنا
چند مقاله از قلم من تراوش كرده است . در دوره رضا خان چهار بار مركز ما را به واسطه بازداشت ومنحل كردند . ولي ما كه خود را سربازان راه آزادي مي دانستيم پست خود را ترك نكرده و پنجمين مركز را تشكيل داديم ، فعاليت مطبوعاتي خود را به اروپا منتقل كرده روزنامه ومجلات خود راتوانستيم از ديوار چيني كه پليس رضا خان دور ايران كشيده بود به ايران برسانيم…. بلاخره در 1309 بازداشت شديم …. هشت سال تمام در زندان قصر به غير از ما زنداني سياسي نبود هدف ماشين
آدمكشي رضا خان با آن طنطنه ودبدبه هايش فقط وفقط ما چند نفر بوديم . مي خواستند ما را به مرگ تدريجي معدوم كنند .
بهترين رفقاي خود را از دست داديم ، خودمان از حيث جسماني از پاي در آمديم ولي روحمان قوي بود ، نبرد را همچنان ادامه داديم . بلاخره بعد از هشت سا ل 53 نفر را نزد ما آوردند . اينها همه تحصيل كرده وكتاب خوانده بودند ولي تجربه ما را نداشتند در نبرد ومبارزه سياسي پخته وورزيده بودند . با پيدايش اينها براي ما ميدان جديدي باز شد تجربيات خود را در اختيار آنها گذاشتيم ….. جوانان ما را سرمشق خود قرار داده نيروي معنوي گرفتند وشهامت وفداكاري ها نشان دادند ”
در سال 1319 پس از ده سا ل زندان به كاشان تبعيدم كردند سپس ما را با بيست ودو نفر ديگر به زندان فرستادند . فقط بيست روز بعد از قضيه شهريور توانستم رهائي يافته خود را به تهران برسانم واينك نه ماه است كه ” آژير را منتشر نمي كنم ”
متن بالا شرحي كوتاه است از زندگي پر افتخار « پيشه وري » گفتني است وي در سا ل1326 در اثر يک حادثهً اتومبيل گويا درگذشته است
86/09/20
سوزلوک
سوزلوک
کاتب=یازیچی
کارگر= ایشچی
کارفرما=ایش ورن
گیاه شناس=بیتگی بیلیمنی
گیاه شناسی=بیتگی بیلیمی
طب =ساغلیق بیلیمی
حساب.ریاضی=ساییش بیلیمی
آمار=ساییم بیلیم
ماشین حساب=سایما آراجی
نجوم=گوی بیلیمی
زیست شناسی=یاشام بیلیمی
زمین شناسی=یئر بیلیمی
شاعیر=یازار
ادبیات=یازین
پیک=چاپار
پست چی=چاپارچی
پست خانه= پست ائوی
سیم کش=تئل چی
بی سیم =تئل سیز
تلگرافچی= تئلسیزچی
زراعت= تاریم
کشاورز= اکین چی
بافنده= توخوچی
نساجی= توخوماجیلیق
ریخته گر=توکمه جی
طراح ونقش درست کننده=تیکمه چی
خیاط =تیکیش چی
دوزندگی=تیکیش چیلیک
جامعه شناسی=توپلوم بیلیمی
آهنگر=دمیرچی
86/09/20
احمدی نژاد قره باغی آیاخلادی ارمنستانا یئتیشدی
( قاباخجادان عرض ائلییم کی منیم قصدیم فارسی یازماخدان بودی
کی هم فارس هم تورک اوخویا بوله)
اگر ملت مسلمانی صدای فریاد ملت مسلمان دیگری را بشنود وبرای
یاری او شتاب نکند آن ملت مسلمان نیست این شعاری است که
جمهوری اسلامی ایران آن را با خود به یدک می کشد . براستی که
شعاریست درنوع خود بشر دوستانه . به طوری که در طی این سی
سال تمام مبنای سیاست خارجی بر مبنای این شعار قرار گرفته است.
یعنی کمک به بوسنی کشورهای آفریقایی لبنان – سوریه – افغانستان
واصلی ترین موضوع یعنی فلسطین رامیتوان نام برد . وحال آیا
این شعار تا چه حد می تواند درست باشد ویا آیا این شعاریک
سیاست کاربردی است یا یک نوع عقیده ؟ برای پاسخ دادن به این
سوال باید به عملکردها ونتایجی که بدست آمده است دقت داشته باشیم
وباید توجه داشت که محور اصلی تمامی این عملکردهابرروی هدفی
به نام صدور انقلاب اسلامی ایران می چرخد. حال باید گفت منظور
ازصدور انقلاب چیست ؟ صدور انقلاب یعنی کنترل - سازماندهی و
جهت دهی افکار به سود انقلاب است. ادر واقع با این کار آتش را
درجای دیگر روشن می کند وخودش ازمزایای آن به شکل مطلوب
استفاده می کند . منافع ای که اینها از این عمل بدست می آورند به
نظرخودشان دفاع در خط مقدم و کنترل اوضاع داخلی است. حال
منظور ازکنترل اوضاع داخلی چیست ؟
همان طور که شما بهتر می دانید انقلاب اسلامی توانست با استفاده
ازاحساسات دینی مذهبی مردم بر روی کار بیاید آنها در آن زمان
با بوجود آوردن این افکارکه اسلام در خطر است و تسلط کافران بر
مسلمانان توانستند احساسات مردم راتحت کنترل خود درآورند و
اکنون برای حفظ وضعیت خود از باورهای مذهبی مردم سوء استفاده
می کنند به طوری که وقایع امروز را نوعی ادامه وقایع مذهبی
می دانند وطوری جلوه می دهند که داشتن اعتقادات مذهبی مستلزم
قبول این باوراست .ودرهرلحظه با بوجود آوردن یک نماد شیطان
مردم را جهت دفاع از اسلام دعوت می کنند.واین بهترین حربه ایست
که می تواندوجود داشته باشد یعنی هر گونه انتقاد ومخالفت مساوی
است با مخالفت اسلام واین همان قرآن برسر نیزه ها بردن است یعنی
پنها شدن درپشت نام اسلام .اگر از پیچیدگی های این موضوع بگذریم
که جای برسی زیادی را دارد برای ما این سوال پیش می آید که پس
چرا سیاست ها در مورد قره باغ طور دیگریست به نظر من برای
رسیدن به جواب باید به برسی سه نکته پرداخت اول این که موقعیت
استراتژیکی کشور ارمنستان بسبت به ایران دوم جایگاه ارمنستان در
در دنیا سوم اینکه یک طرف جریان کشور آذربایجان است در مورد
نکته اول اینکه تفاوت کشور ارمنستان با کشورهای دیگر مانند
فلسطین این است که ارمنستان در همسایگی ایران قرار دارد واین که
ایران نمی تواند درهمسایگی خود اختشاش وآشوب ایجاد کند
در مورد نکته دوم جایگاه کشور ارمنستان در میان کشورهای دیگر
همچون روسیه واتحادیه اروپاست وطرف حساب ایران دیگر یک
رژیم یحودی نیست بلکه یک کشور مسیحی است و ایران برای اینکه
یک متحد نصف ونیمه خود یعنی روسیه را از دست ندهد وبرای
خوب جلوه نشان دادن سیاست خود به اتحادیه اروپا سیاست روباه را
بازی می کند و اما نکته سوم وجود کشور آذربایجان است که طرف
اصلی این مناقشه است آذربایجان برخلاف ارمنستان نه آنچنان مورد
حمایت روسیه است ونه اینکه منافع ایران در آنجا آنچنان قابل تعریف
نیست به طوری که روسیه جهت جلوگیری از نفوزترکیه آذربایجان را
سخت زیر سلطه خود قرار داده است ودر ایران به دلیل وجود ملتی
هم زبان وهم نژاد با مردم کشور آذربایجان ترس این را دارند که در
میان مردم آذربایجان در ایران نوعی بیداری و هویت طلبی بوجود آید.
درضمن من برای کوتاهی مطلب از موارد دیگری همچون تاثیر
ترکیه - مسائل اقتصادی و وجود قومیت های دیگر در منطقه صرف
نظرکردم اما با توجه به مطالب بالا می توان به این نتیجه رسید که این
شعارجمهوری اسلامی ایران یک سیاست کاربردی است نه یک عقیده
وباور.
به امید بیداری.
احد (اوغلو)
86/09/07
قاراباغ اورمیه
تبریز منیم قارداشیم
سه ن سن منیم سیر داشیم
آخیر گونده گوز یاشیم
دیلیم اولمور دانیشیم
قاننی اورگیم واریمدی
ددلی سه سیم واریمدی
تبریز نئجه قالیبدی
اورمو قانا باتیبدی
کوردلر باش قوزویوبلار
فارسلار نئجه قوروبلار
ایکیسی بیر اولوبلار
اورمویا گوز قویوبلار
اورمو سنین قارداشین
ددلی گونده سیر داشین
هارای چکیر قارداشین
ال بیر اولون قاریشین
هارای گونی یادیندا
اورمو دوردی دالینجا
اوگون بیزه اوره هیدین
له زگی قیچا دیره هیدین
هارا گدیب ستارخان
اونون دالینجا قارخان
سئل سو کیمین سن آرخان
ظالیم بوینونی بورخان
احد(اوغلو)

