تبليغاتX
صدای آذربایجان=آذربایجانین سسی

86/03/25

دالغا خاتین اوغلو / شعیر / كوچه اوشاغي

کوچه اوشاغی ­یام  

 

  کوچه اوشاغی­یام 

  کوچه سؤیوشلرینه اؤیره­نیب دیلیم 

  تبسسومومده گؤزللیگین سینایان قیزلاری  

  هئچ­ده سئومه­دیم 

  غیرت یوکویم 

  کوچه قهبه­سیدیر سئوگیلیم! 

  کوچه دیوارلارینا یازدیم شعیرلریمی 

  آرا-سیرا گؤره بیلرسینیز 

  عصیانچی مباریزم 

  کوچه داشیدیر سیلاحیم 

  و آناسینی ...  پولیسلر وار  

  سولئیمانین سومویوندن یونولموش چوماق بئللرینده 

  عایيشه­نین ساچیندان هؤرولموش شاللاق اللرینده 

  کوچه کئيفيمه انگل!

  آرخاداشلاریق سولئیمان و من 

  قارداش کیمی بؤلوشوروک هر آخشام 

  کایینات قدر دردیمیزی 

  و بارماق بویدا نشه­نی  

  بیرده دونیالارجا سئودیییم عاییشه­نی 

  بیر پارچا شرریک دئمیش محمد رضا افندی 

  بیر تیکه بوز لکه­ییک آغ مدنییتینيزه 

  بیزی دانا بیلرسینیز 

  اونسوزدا بیز یوخوق 

  بیز زاتن هئچ زامان اولمامیشیق.  

 

   

 

küçə uşağıyam

 

Küçə uşağıyam
Küçə söyüşlərinə öyrənib dilim
Təbəssümümdə gözəlliyin sınayan qızları

heç də sevmədim
Qeyrət yüküyəm
Küçə qəhbəsidir sevgilim!

Küçə divarlarına yazdım şeirlərimi

ara-sıra görə bilərsiniz

Üsyançı mübarizəm

küçə daşıdır silahım

Və anasını ... polislər var

Süleymanın sümüyündən yonulmuş çomaq bellərində

Ayişənin saçından hörülmüş şallaq əllərində

küçə keyfıma əngəl!

Arxadaşlarıq Süleyman və mən

Qardaş kimi bölüşürük hər axşam

Kayinat qədər dərdimizi

Və barmaq boyda nəşəni

Birdə dünyalarca sevdiyim Ayişəni

Bir parça şərrik demiş Məmmədrza əfəndi

Bir tikə boz ləkəyik ağ mədəniyyətizə

bizi dana bilərsiniz

onsuzda biz yoxuq

biz zatən heç zaman olmamışıq

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:35 |  لینک ثابت   • 

86/03/12

مشاجره بين حجت الاسلام عظیمی قدیم و قاضي دادگاو ويژه روحانيت در قم

بسمه تعالي

مشاجره بين حجت الاسلام عظیمی قدیم و قاضي دادگاو ويژه روحانيت  در قم

 

 

 همانطور كه در خبرها آمد اخيرا برخي از فعالان هويت خواه قم به دادسراي ويژه روحانيت احضار و مورد بازجوئي قرار گرفتند. ظاهرا مقامات امنيتي كشور و به تبع آنها اداره اطلاعات قم با رويت فراخوان تحصن در حرم حضرت معصومه (ع) توسط يك يا چند تن از فعالان سایر شهرها كه در اينترنت درج شده بود به وحشت افتاده و براي ممانعت از برگزاري چنين مراسمي فعالان قم را به دادسرا احضار نمودند. سوالات قاضي عبارت بود از:

1-      از چه زماني با جريان پان تركيسم ارتباط پيدا كرديد؟

2-      چه كساني قرار است مراسم قم را به راه اندازند؟

3-       با توجه به اينكه مسئوليت هر گونه اتفاقي به گردن شما خواهد بود براي مقابله با برگزاري اين مراسم چه كمكي به ما مي كنيد؟

4-      آيا در مراسم شركت خواهيد كرد؟

5-      .....

همه احضار شدگان پاسخهاي يكسان و شفافي به اين سوالات داده بودند تا جايي كه قاضي در پايان بازجويي از اين مسئله اظهار تعجب كرده و گفته بود شما حتما قبلا سوالات ما را پيش بيني كرده و در مورد آنها با هم صحبت كرده بودبد كه اين قدر جوابهايتان به هم نزديك است.

اما در ابتداي بازجويي قاضي به زعم اينكه فعالان از حضور در دادگاه  دچار ترس و اضطراب شده اند به كرات آنها را تهديد به برخورد و محاكمه شديد و .. نمود تا اينكه  حجت الاسلام عظیمی قدیم سخنان تكراري و تهديد آميز و موهن او را قطع كرده و به قاضي گفت لطفا زبان تهديد را كنار گذاشته و به اصل مسئله بپردازيد جرا كه در عرض چند دقيقه شايد بيش از ده بار كلماتي چون "برخورد مي كنيم" و "حواسستان جمع باشد" و ... بكار برده ايد سپس قاضي در بين سخنان خود، خود را خدمتگزار نظام خواند در اين حين حجت الاسلام عظیمی قدیم به او گفت آقاي قاضي  به نظر مي رسد ايراد اين كلمات متناسب با وظيفه  بيطرفانه قاضي نیست شما بايد بي طرفانه بين ما و حكومت قضاوت كنيد نه اينكه صراحتا طرفداري خود را از مدعي العموم اعلام كنيد شما در جايگاه همان قاضي نشسته ايد كه بين يك يهودي و امير المومنين (ع) حق را به مرد يهودي داد و هر گز نگفت من خدمتگزار علي (ع)هستم شما قاضي هستيد نه سرباز حكومت.

 سپس قاضي شروع به سوالات كتبي نمود اما وقتي اولين پاسخ را كه حجت الاسلام عظیمی قديم  در چند كلمه نوشته بود مشاهده كرد گفت: پس جرياني به نام پان تركيسم را نمي شناسيد!؟

حجت الاسلام عظیمی قدیم گفت : بله چنين جرياني نمي شناسيم و ارتباطي هم با آن نداريم آنچه ما مي شناسيم و با آن ارتباط داريم حركت حق طلبی است. اما يك سيستمي به نام شوونيسم فارس مي شناسيم اگر مي خواهيد برخي از دانه درشتهاي آنها را مي توانيم بشماريم.

وقتي سوال دوم نوشته شد حجت الاسلام عظیمی قدیم در اعتراض به اين سوال خطاب به قاضی گفت مگر ما عامل و ضابط شما هستيم مگر ما مخبر شما هستيم جرا اين سئوالات را از ما مي پرسيد از كي قرار شده ما اطلاعات حركت خود را در اختيار شما بگذاريم اگر بدانيم هم به شما نمي گوئيم آنها دوستان ما هستند اما شما ما را محاكمه مي كنيد حال انتظار داريد در مورد آنها چيزي به شما بگوئيم؟!

در پاسخ به سوال سوم و نيز مشاجره بعد از پاسخ حجت الاسلام عظیمی قديم گفت آنهايي كه به شما اين  ماموريت را داده اند خوب مي دانند كه اگر اين برنامه مال فعالان قم بود براي آن اطلاع رساني مي كرديم همانطور كه سال گذشته براي مراسم قتل عام خوجالي اين كار را كرديم و تبليغ نموديم

در اين حين آقاي فتح الله ذوقي گفت : آري ما پارسال حتي در نماز جمعه قم اطلاعيه پخش كرديم و ديوارهاي قم را پر از اطلاعيه نموديم.

سپس قاضي گفت : كسي مرا براي اين كار مامور نكرده است بلكه ما از ضابطين دادگاه(مامورين اطلاعات) كار خواسته ايم و حواسستان جمع باشد كه آنها چراغشان روشن هست (با اشاره به خود) قاضي هم اينجا نشسته است . تا حدي كه در بين خود فعاليت مي كنيد كاري نداريم اما اگر در اجتماع كاري انجام دهيد ما با شما برخورد مي كنيم.

حجت الاسلام عظیمی قديم پاسخ داد : جناب قاضي مامورين حكومتهاي  قبل نيز چراغشان روشن بود  و شما هم روشن باشيد ما دلمان نمي خواهد شما خاموش باشيد چرا كه براي ما  تفاوتي نمي كند ما اگر قرار باشد كاري انجام دهيم توجهي به چراغ ديگران نمي كنيم اما اين را هم عرض مي كنم قرار نبود در اين برهه برنامه تحصن در قم داشته باشيم اين مسئله در اينترنت مطرح شده است و اگر كساني تشريف بياورند از آنها استقبال كرده و در خدمتشان خواهيم بود.

جناب سيد حيدر بيات نيز مسئله عمومي بودن شهر قم را متذكر شده و به قاضي گفتند ما نمي توانيم براي كسي تعيين تكليف كنيم شايد دوستاني كه پيشنهاد اين مراسم را داده اند شهر قم را نه به خاطر وجود ما بلكه بنا به موقعيت مذهبي و سياسي آن انتخاب كرده اند.

در همین اثنا قاضی برای تنفس و احتمالا اخذ دستور از بالا به بیرون رفت و بعد از حدود ده دقیقه در حالی که پوشه ای در دست داشت وارد شد و یک برگه پرینت از اعلامیه ای را که در سایتها به امضای آقای عظیمی درج شده بود به ایشان نشان داد و گفت: این را شما نوشته اید؟  آقای عظیمی پاسخ داد بلی من نوشته ام معاون دادستانی قم به فعالان جوان ما توهین کرده است و باید پاسخش را می شنید. قاضی پرسید آیا شما وکیل مردم هسیتد ؟ ایشان جواب داد بلی ما وکیل دوستان خود هستیم. در این حین آقای ذوقی از قباحت عمل معاون دادستان قم سخن گفت و آقای بیات نیز افزود که معاون دادستان نه تنها به دوست فعال ما بلکه به همه فعالان ترک قم و به تعبیر خودش همه آنها که ترکی ترکی می گویند توهین کرده است.

در هر حال روز جمعه فرا رسيد و عوامل اطلاعاتي به شكل باور نكردني حرم را محاصره كرده وبا ماشين آتش نشاني ( احتمالا براي پاشيدن آب ) بي سيم به دست در داخل و خارج حرم از صبح تا شب آماده باش ايستادند. آنها حجت الاسلام عظیمی قدیم را در ساعت پنج بعد از ظهر كه براي خوش آمد گويي به دوستاني كه احتمالا به مراسم آمده باشند به حرم مي رفت با ارائه حكم دادستاني ويژه دستگير و به خانه عودت دادند. در اين حكم اسامي برخي از فعالان قم از آن جمله آقايان سيد حيدر بيات و فتح الله ذوقي نیز ديده مي شد. حجت الاسلام عظیمی قديم در مقابل خانه به مامور اطلاعات گفته بود به فرمانده محترمتان سلام برسانيد و از قول من به او بگوئيد خيال نكند جلوي مراسم ما را گرفت اگر قرار باشد مراسمي در قم برگزار شود با دستگيري من و يا چند فعال نمي تواند آن مراسم را لغو كند كه ان شاء الله چنين روزي در اينده پيش خواهد آمد. مامورين اطلاعات تا پاسي از شب در مقابل درب خانه حجت الاسلام عظیمی قدیم به نگهباني پرداختند.

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:50 |  لینک ثابت   • 

86/03/10

اروميه در انتظار سرنوشتي هما‌‌نند قره باغ ، كركوك ، ايروان و فلسطين

آذربايجان غربي به دليل قرار گرفتن در كنار مرزهاي تركيه و عراق و نزديكي به محل زندگي برادران كرد در هميشه تاريخ از مراكز حساس و مهم بوده و تحولات آن بسيار پيچيده و هميشه مهم و گاه خطرناك بوده است. كوچ دادن قبايل كرد از مناطق مختلف عراق و سوريه به مناطق غربي آذربايجان براي مقابله با دولت عثماني در زمان قاجار هيچ نفعي براي اين منطقه نداشته كه هيچ بلكه باعث بوجود آمدن جو امنيتي و نظامي در منطقه شده است. شورشها و كشتارهايي كه توسط ياغياني چون شيخ عبيداله شمزيناني ، اسماعيل سمكو و عمر شكاك در حدود 100 سال پيش رخ داد ويا حوادث سالهاي اول انقلاب اسلامي مويد اين ادعاست. شورشهايي كه توسط اين شورشيان انجام گرفت ضمن اينكه باعث كشته شدن بسياري از مردم مظلوم شهرهاي اروميه خوي و سلماس و ديگر شهرها و روستاها و مناطق آذربايجان غربي و نابودي اقتصاد منطقه شد بلكه باعث شد كه مردم و سياستمداران اين منطقه از تحولات سياسي كه در مركز كشور به وقوع مي‌پيوست بدور باشند و نتوانند حقوق خود را آنطور كه لازم است مطالبه كنند. درست در زماني كه ستار خان و ديگر مناطق اذربايجان و كشور در حال مبارزه با استبداد و مسائل انقلاب مشروطه بودند مردم مظلوم آذربايجان غربي در فتنه‌اي كه كردها و ارامنه براي آنها درست كرده بودند در فكر حفظ جان و ناموس خود بودند. اين حوادث دوباره در سالهاي بعد در هنگامي كه انقلاب اسلامي به وقوع پيوست تكرار شد و چند روز بعد از 22 بهمن اكراد اين بار به رهبري عبدالرحمان قاسملو سر به طغيان گذاشتند و با خلع سلاح پادگان مهاباد دست به كشتار مردم مظلوم نقده زدند و سالها منطقه اذربايجان غربي را دستخوش ناآرامي و جنگ كردند و با نا امن شدن منطقه امكان سرمايه گذاري و رشد اقتصادي در منطقه از بين رفت و سالها طول كشيد كه دوباره سرمايه‌گذاران به اين منطقه بيايند و دولت نيز بنابه مصالح ملي و جنگي بودن منطقه از سرمايه گذاري در منطقه خودداري كرد. با پايان جنگ و كشته شدن قاسملو در يك تصويه حساب داخلي خطر نظامي حزب دمكرات و كردها تا حدي كم شد اما از بين نرفت و نخواهد رفت اين بار كردها با روش ديگري براي دست يافتن به اين منطقه و توسعه قلمرو خود متوسل شدند. سالها قبل آقاي حسنی در نماز جمعه اروميه با اشاره به محله کردنشين جهودلر داغي (فارسی آن تپه جهود يا يهودي‌ها) گفت که اينها دارند اسرائيل کوچکی(بالا ئيسرائل) درست می کنند. اين گفته آقاي حسنی را خيلی ها جدی نگرفتند و مثل هميشه فقط به حرفايش خنديدند٫ ولی گذشت زمان اين گفته را به واقعيت تبديل كرده است. زماني در اروميه اقليتهايي از اقوام ارمني، يهودي و كرد زندگي ميكردند. بعد از جنگ جهاني اول و حوادث نيمه اول قرن بيستم يهوديها كم كم در فلسطين جمع شدند، و با حمايت انگليس دولت جعلي اسرائيل را ساختند و يهودي‌هاي اروميه نيز به دنبال تشكيل دولت صهيونيستي در فلسطين از اين منطقه رفتند. ارامنه نيز تحت حمايت روسها و فرانسويان با جمع شدن در ايروان(چوخور سعد) و بيرون راندن آذري ها در ارمنستان كنوني ساكن شدند و براي خود كشوري تشكيل دادند. اما مسئله خيلي خطرناك اين است كه اين بار اكراد منطقه ميخواهند با حمايت آمريكا كشوري تشكيل دهند و چون مناطق كوهستاني ديگر ظرفيت جمعيت افزايش يافته آنان را ندارد، رو به سوي دشتهاي آذربايجان غربي آورده اند و قصد دارند با تحريف تاريخ و تئوريزه كردن عقايد ناسيولانيسم شديدا افراطي كردي حضور خود را توجيه كنند و بر مناطق آذربايجان غربي دست يابند و كشور خود را همچون موارد ذكر شده قبلي در بالاي اجساد وكشته‌هاي ملت مظلوم ما تشكيل دهند. اگر مردم آذربايجان غربي نيز همانند مردم مناطق و شهرهاي ياد شده غفلت كنند سرنوشتي بدتر، در انتظار آنان خواهد بود.

مهاجرت دسته جمعي و انبوه اكراد به مناطق شهري آذربايجان غربي از جمله اروميه به عنوان مركز استان ياد آور مهاجرت ارامنه به منطقه قره باغ و ايروان در جنگ جهاني اول براي تشكيل كشوري ارمني‌نشين و يا مهاجرت صهونيستها به فلسطين در سالهاي بين جنگ اول و دوم جهاني براي تشكيل اسرائيل و يا هجوم دسته جمعي اكراد به كركوك در عراق بلافاصله بعد از سقوط صدام را به ياد مي‌آورد. نگاهي به انبوه سايتهاي اينترنتي و خبري و شبكه هاي كردي در سالهاي اخير كه لفظ اروميه را در كنار كردستان، وكردستان شرقي (East Kurdestan)) را براي آذربايجان غربي بكار ميبرند مويد اين ادعاست. كردها و همدستان صهيونيستشان در دايرة المعارف آزاد( ويكي پيديا) هم با زيركي خاصي خواسته اند حضور كردها را در اروميه پر رنگ نشان دهند و در توصيف شهر اروميه همه جا نام قوميت اقليت كرد را در اول آورده اند و خواسته اند اينگونه القا كنند كه كردها حضور پر جمعيت تري دارند.
تحريف تاريخ طرفند جديدي است كه براي رسيدن به نيات پليد خود بدان متوسل شده اند. براي آگاهي تنها يك نمونه از اين سايتها را معرفي ميكنيم، نمونهاي مشابه بسيار زيادند و هر روز مثل سرطان در حال گسترش هستند.
گوشه از تحريف تاريخ توسط اكراد براي توجيه مهاجرت دسته جمعي و معني دار اكراد به اروميه:
مطالب زير از سايتwww.Urmiye.org گرفته شده و در آن به صراحت اروميه و كلاً آذربايجان غربي را ازجزوي از كردستان بزرگ و با عنوان كردستان شرقي معرفي كرده و مردم مظلوم ترك كه صاحبان اصلي آن بوده اند را مهاجر خوانده است.( از كشتارهايي كه توسط اسماعيل سيمتكو و شيخ عبيداله شمزيناني بر عليه تركها انجام گرفته اشارهاي نكرده است.) در اين نقشه حتي با فلش بيشرمانه هجوم اكراد را از كوههاي غربي به طرف اروميه نشان داده است. دراين سايت آيكوني با نام اروميه ديده ميشود و نشان دهنده اهميت تصرف اروميه براي كردها و تلاشي سازمان يافته و همه جانبه آنها در تغيير بافت جمعيتي و شناساندن اروميه به عنوان يك شهر كردي دارد.

درباره‌ ارومیه‌
ارومیه‌ در شرق کردستان قرار گرفته‌ شده‌ است. در شمال آن کوه‌ آرارات و همچنین ایروان و نخجوان میباشد. در غرب ارومیه‌ کردستان شمالی و در شرق ارومیه‌ دریاچه‌ خزر قرار گرفته‌ است. جنوب ارومیه‌ شهر مهاباد و کردستان جنوبی می‌باشد. جمعیت ارومیه‌ حدود هفتصد و بیست و پنج هزار نفر است. در ارومیه‌ ملیتهای مختلفی از جمله‌ کرد، ترک، آسوری، ارمنی و غیره‌ زندگی می‌کنند

کردها و ارومیه‌
شهرستان ارومیه یا همانطور که کردها آنرا اورمی، اورمیه و یا ورمئ مینامند از دیرزمان محل سکونت کردها می باشد. تا پیش ازکوچاندن دسته جمعی طوایف چهارده گانه ترکهای افشار به این خطه توسط شاه عباس صفوی و کوچاندن کردهای منطقه به نقاط دیگر از جمله خراسان فرمانروائی این مناطق در دست حکام کرد بوده و کردها اصلی ترین گروه قومی نقاط غربی دریاچه ارومیه را تشکیل میدادند. اگرچه پیش از این کوچ دست جمعی سلجوقیان و ترکهای غز نیز به این منطقه مهاجرت کرده بودند ولی از شمارشان در حدی نبوده که تاثیری آنچنانی بر دمگرافی منطقه نهند. البته جای ذکر دارد که این جابجائیها قومی و طایفه ای در آن دوران امری عادی بوده است و طوایف و اقوام زیادی بر اثر جنگها و یا مصلحتهای سیاسی به دلخواه خود و یا باجبار توسط شاهان و حکام وقت به مکانهای مختلفی کوچ داده می شدند. در رابطه با کوچ دسته جمعی قبایل چهارده گانه ترک افشار توسط شاهان صفوی به این خطه از خاک کشور، حسن انزلی در کتاب ارومیه در گذر زمان می نویسد < نظر لطف و مساعد شاه عباس به ایل افشار دوباره مزید گشته و بنابه استدعای کلبعلی سلطان اجازه داد تا ایل افشار که عده کثیری گشته و در ولایات عراق، فارس، کرمان و خراسان سکنی داشتند، عموما به ارومیه و نواحی آن مهاجرت کردند؛ کلبعلی خان در این زمان با موافقت شاه عباس کبیر، تمام طوایف ایل افشار را از نقاط مرکزی ایران کوج داده و با فرمان حکومت خود به ارومیه عازم گردید. > همانطور که در بالا آمد قبل از این کوچ بزرگ کردهای شدادی، راوندی، هذبانی و برادوست بر کل مناطق غربی و جنوبی دریاچه ارومیه حاکمیت داشتند. احمد کاویانپور در کتاب تاریخ ارومیه میگوید”در اطراف ارومیه عشایر کردی بنام روادی ساکن بودند…تیره ای از آنان در اطراف اشنویه و سلماس ساکن بودند که آنها را طایفه هذبانی می نامیدند که سردار معروف جنگهای صلیبی “صلاح الدین ایوبی” از این ایل بود.” این طایفه در کرستان و آذربایجان به خصوص در اطراف دریاچه ارومیه حکومت مقتدری تشکیل دادند. هم اکنون صدها جوان کرد ارومیه ای در دانشگاههای کشورهای اروپائی و امریکا مشغول تحصیل و کسب علم می باشند که امید می رود بعد از اتمام تحصیل برای خدمت به همشهریان خود به وطنشان برگردند…..

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 13:18 |  لینک ثابت   • 

86/03/10

دكتر اكبر اعلمي وزراي اطلاعات و كشور را جهت پاسخگويي در مورد حوادث اذربايجان و اقليد به مجلس فراخوان

دكتر اكبر اعلمي وزراي اطلاعات و كشور را جهت پاسخگويي در مورد حوادث اذربايجان و اقليد به مجلس فراخواندş


نماينده تبريز:
وزاري كشور و اطلاعات، مبناي دستگيري جمع كثيري از شهروندان استان‌‏هاي آذربايجان شرقي وغربي، اردبيل و قم را اعلام كنند
تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده تبريز امروز سوال مشتركي از وزراي اطلاعات و كشور در خصوص مبناي دستگيري و بازداشت جمع كثيري از شهروندان استان‌‏هاي آذربايجان شرقي وغربي، اردبيل و قم پرسيد.

به گزارش خبرنگار ايلنا، اكبر اعلمي در سوال خود آورده است؛ مبناي دستگيري و بازداشت جمع كثيري از شهروندان استان‌‏هاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي، اردبيل و قم و دستگيري و بازداشت جمعي از فرهنگيان و محروم كردن آنان از برخي حقوق اجتماعي و شهروندي چيست؟
وي در اين سوال خود اورده است، با تاكيد بر لزوم حفظ وحدت و همبستكي ملي و اعلام انزجار نسبت به كساني كه به هر طريق ممكن با رفتار و كردار خود به استقلال و تماميت ارضي كشور خدشه وارد كرده و انديشه هاي تجزيه طلبي و توطئه عليه كشور را در سر مي پرورانند ونيز نظر به بندهاي 6، 7 و 14 اصل سوم و همچنين اصول 9، 15، 19، 20، 22، 23، 26، 27، 32، 36، 37، 38 و 39 قانون اساسي پاسخ فرماييد.
اعلمي در شرح سوال خود از پورمحمدي ومحسني اژه‌‏اي آورده است:
1- آيا اشخاص را به صرف داشتن عقيده‌‏اي و يا ابراز عشق و علاقه آن‌‏ها نسبت به زبان و تاريخ و فرهنگ و علائق قومي خود و تاكيد و اصرار بر لزوم اجرايي شدن اصول 15 و 19 قانون اساسي مي‌‏توان مورد تعرض و مواخذه قرار داد؟
2- آيا به نام حفظ استقلال وتماميت ارضي كشور مي‌‏توان حقوق و آزادي‌‏هاي مشروع نظير آزادي بيان، آزادي عقيده، آزادي تشكيل اجتماعات و شركت در راهپيمايي‌‏هاي بدون حمل سلاح و يا شركت در جمعيت‌‏ها و انجمن‌‏هاي صنفي و حق استفاده از مفاد اصل 15 قانون اساسي را از افراد سلب كرد؟
3- آيا مي‌‏توان به حيثيت، حقوق مسكن و شغل اشخاصي كه خواهان استفاده از حقوق و آزادي‌‏هاي مذكور هستند تعرض كرد و آيا بدون در نظر گرفتن ترتيبات قانوني مي‌‏توان افراد را دستگير و بازداشت كرد. اساسا قبل از اين‌‏كه فردي مرتكب اعمال مغاير با قوانين موضوعه شود؛ آيا مي‌‏توان مرتكب قصاص قبل از جنايت شد و او را دستگير و بازداشت كرد و يا براي مدتي از حقوق اجتماعي‌‏اش محروم ساخت.
4- آيا مي‌‏توان برخلاف اصل 38 قانون اساسي افراد را به شهادت ، ‌‏اقرار و يا سوگند مجبور ساخت؟
5- كسي را كه به حكم قانون دستگير، بازداشت و زنداني شده است، آيا مي‌‏توان هتك حرمت كرد؟
6- آيا مي‌‏توان افرادي كه براي استيفاء حقوق خود و ارايه گزارش عملكرد غيرقانوني برخي از عوامل امنيتي وانتظامي با نماينده خود در مجلس تماس برقرار مي‌‏نمايند مورد تهديد قرار داد و آنها را از اين كار منع و يا تعقيب كرد؟
الف- چنانچه پاسخ جنابعالي به سوالات فوق منفي است؛ لطفا توضيح دهيد كه مبناي دستگيري و بازداشت و برخورد با جمع كثيري از شهروندان و فعالان ترك زبان در استان‌‏هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل ،‌‏قم ، تهران و ... و همچنين دستگيري و بازداشت جمعي از فرهنگيان به بعضي از اتهامات مورد اشاره و عدم رعايت موارد مذكور چيست؟
چرا بعضي از اشخاصي كه با اينجانب تماس گرفته و گزارش مي‌‏دهند، مورد تهديد وتعقيب قرار مي‌‏گيرند؟
ب- ارتكاب قتل هاي زنجيره اي توسط عده انگشت شماري از عوامل خودسر در وزارت اطلاعات ضربه سنگيني بر پيكره اين دستگاه مهم وارد ساخت و زحمات زيادي براي ترميم و بازسازي و ايجاد انگيزش دوباره در نيروهاي سالم و خدومي كه اكثريت اين وزارتخانه را شامل مي شود، صرف شد.
آيا جنابعالي براي پيش گيري از تكرار چنين انحرافاتي كه نتيجه خودسري و قانون شكني تعدادي از افراد بوده است، تدابير لازم را انديشيده و بر عملكرد همه اعضاء و كاركنان اطلاعاتي در سطح استان ها و شهرستان ها نظارت دقيق و كامل اعمال مي فرماييد؟
همچنين، وي، در سوال از مصطفي پورمحمدي وزير كشور علل برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت‌‏هاي شديد در شهرستان اقليد را پرسيد.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي، در سوال خود از وزير كشور آورده است؛ مبنا و مجوز برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت‌‏هاي شديد و ايجاد خفقان و جو رعب و وحشت در شهرستان اقليد و ضرب و شتم و سركوب شديد مردم و تيراندازي منتهي به نقص عضو نابينا شدن چندين نفر و همچنين هتك حرمت نسبت به بعضي از افراد و خانواده‌‏هاي محترم در اين شهر چيست؟
اعلمي در تشريح سوال خود آورده است؛
تصميم‌‏گيري آني و نامتعارف رييس جمهور مبني بر انتزاع دهستان خسرو و شيرين از اقليد والحاق آن به شهرستان آباده قبل از عبور اين تصميم از فرآيند تصميم‌‏گيري و تصميم‌‏سازي‌‏هاي رايج و بدون در نظر گرفتن حساسيت‌‏هاي ويژه ناشي از تصميمات مربوط به تقسيمات كشوري باعث تحريك و جريحه‌‏دار شدن احساسات مردم اقليد و در نتيجه وقوع ناآرامي‌‏هايي در سطح اين شهر شد.
نظر به اين كه تصميم رييس جمهور و تاثير آن در ناآرامي‌‏هاي ايجاد شده مي‌‏تواند مصداق "سبب اقوي از مباشر" محسوب شود پاسخ فرماييد:
1- برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت‌‏ها و جلوگيري از رفت و آمدهاي عادي مردم و ايجاد خفقان و جو رعب و وحشت در شهر اقليد كه آثار آن حتي در زمان حضور هيات اعزامي از كميسيون امنيت ملي نيز ملموس و مشهود بود با كدام مجوز صورت گرفته است؟
2- ضرب و شتم مردم و تيراندازي به سوي آن‌‏ها كه با جرح و نقص عضو و نابينا شدن و در يك مورد قتل شهروندان همراه بوده است و نيز دستگيري‌‏ها و بازداشت‌‏هاي گسترده در اين شهر با كدام توجيه و مجوز قانوني صورت گرفته است، مباشران و آمران ضرب و جرح مردم و تيراندازي به سوي آن‌‏ها چه كساني هستند و براي جبران آن چه اقداماتي به عمل آمده است؟
3- ورود به منازل برخي از شهروندان كه نوعا از محترمين شهر محسوب مي‌‏شوند و هتك حرمت آنان با كدام توجيه شرعي و مجوز قانوني صورت گرفته است؟
4- تعداد دقيق مجروحان و دستگير شدگان و خسارات وارده به مردم به چه ميزان است؟
5- چنانچه سال گذشته پس از طرح سوالات اينجانب در مورد وقايع آذربايجان كه با برخوردهاي غيرقانوني بعضي از نيروهاي نظامي و انتظامي مشابه با آنچه در اقليد رخ داد همراه بود تدابير لازم اتخاذ مي‌‏شد و قانون شكنان تحت تعقيب و مجازات قرار مي‌‏گرفتند، آيا باز شاهد تكرار حوادث تاسف بار اخير در اقليد بوديم؟ اگر پاسخ منفي است چرا تمهيدات و تدابير لازم براي جلوگيري از تكرار اقدامات خودسرانه برخي از عوامل سياسي، امنيتي و انتظامي و مغاير با قوانين موضوعه به عمل نيامد؟

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:52 |  لینک ثابت   • 

86/03/07

خلق شاعیری « بولود قاراچورلو٫ سهند»

خلق شاعیری « بولود قاراچورلو٫ سهند» و اونون یارادیجیلیغی (۱۳۵۸-۱۳۰۵) - واحید قاراباغلي

بای بک | يئلگؤن, ۲۲-ي گؤلن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۷:۴۸ | شعر, مقاله, تورکجه

. بولود قاراچورلو سهند رضا خان استبدادی نین ان قورخونج ایللرینده دوغولوب, بویا باشا چاتدی. او درس اوخوماق اوچون گئتدیگی مدرسه ده اوز آنا دیللینده اوخویوب – یازماق و حتی دانیشماغا حقلی اولماسا بئله, یارادیجیلیغا باشلادیغی گوندن شعر و منظومه سی نین اساس حیصه سینی آنا دیلینده یازماغا باشلادی و عومرونون سونونا قدر ده بو دوزولمز شرایطه باخمایاراق اوز وارلیغی, دیلی, تاریخی, مدنیتی یولوندا یورولمادان و یئنیلمه دن جار چکیب قلم چالدی. آذربایجان ملی حکومت چاغلاری سهند یاخشی نفس چکیردی بو دوورده او بعضی ادبی ییغینجاقلاردا ایشتیراک ائتمک له ادبیات لا داها آرتیق تانیش اولموش و شاعیرلر مجلیسینده دویغولو شعرلر اوخویاردی, شاعرین ایلک شعر نمونه لری ۱۹۴۵-ده تبریز ده بوراخیلان شاعیرلر مجلیسی انتولوژیسینده بوراخیلدی.

معاصر آذربایجان ادبیاتینین گورکملی شاعیری بولود قاراچورلو سهند ۱۳۰۵ اینجی ایلده مراغه شهرینده بیر ایشچی عایله سینده دوغولموشدور.
شاعیریمیز سهند اولکه میزده اوز وئرمیش بویوک تاریخی حادیثه لرین شاهیدی و میللی حرکاتین ایشتراکچی سی اولموشدور.

 بولود قاراچورلو٫ سهند

بولود قاراچورلو سهند رضا خان استبدادی نین ان قورخونج ایللرینده دوغولوب, بویا باشا چاتدی. او درس اوخوماق اوچون گئتدیگی مدرسه ده اوز آنا دیللینده اوخویوب – یازماق و حتی دانیشماغا حقلی اولماسا بئله, یارادیجیلیغا باشلادیغی گوندن شعر و منظومه سی نین اساس حیصه سینی آنا دیلینده یازماغا باشلادی و عومرونون سونونا قدر ده بو دوزولمز شرایطه باخمایاراق اوز وارلیغی, دیلی, تاریخی, مدنیتی یولوندا یورولمادان و یئنیلمه دن جار چکیب قلم چالدی. آذربایجان ملی حکومت چاغلاری سهند یاخشی نفس چکیردی بو دوورده او بعضی ادبی ییغینجاقلاردا ایشتیراک ائتمک له ادبیات لا داها آرتیق تانیش اولموش و شاعیرلر مجلیسینده دویغولو شعرلر اوخویاردی, شاعرین ایلک شعر نمونه لری ۱۹۴۵-ده تبریز ده بوراخیلان شاعیرلر مجلیسی انتولوژیسینده بوراخیلدی.بای.

بو شعر لرده سسله نن :

تاریخلر بویونجا ای بویوک وطن

یاغیا, دوشمنه اییلمه دن سن

بو گون طبیعت دن ایلهام آلدیم من

کئچدی سحر وقتی بو سوز اوره ک دن

اینسانا روح وئره ن دیلینه آلقیش

او ایللرده , گونئی آذربایجاندا قورولان ملی دموکراتیک ایستکلرینی عمله کئچیرمگه موفق اولدو, بیر ایلدن اوزون چکمه ین بو حکومت رضا خان ایستیبدادینین قوربانی اولدو, لاکین قانا بویانمیش آذربایجاندا کوزه رن اوجاق سونمه دی, شاعیر چوخلو آذربایجان یازیچی لاری کیمی شاه ایستیبداد رژیمینین طرفینده ن حبسه آلینیب, سونرا سورگون ائدیلدی. شاعیریمیز چوخلو شکنجه لره معروض قالدی آمما آنا دیلینه, آنا یوردونا و دوغما ائللرینه وفالی قالاراق, ائللر ایچینده محبت , سئوگی, ایگیدلیک و انسانیت دن نغمه لر قوشوب دستانلار یاراتدی. سهند ۱۹۵۱ ایللرینده دوستاقدا ایکی بویوک منظومه, بیریس « آراز» و او بیریسی « خاطیره» نی یازدی. بو منظومه لرده بویوک بیر خلقین باشینا گلن تاریخی فاجیعه لرده ن سوز اچیر.
شاعیر آراز منظومه سینی بو سوز ایله باشلیر :

من آراز آدیلان

چوخ زاماندیر تانیشام

ان کیچیک یاشلاریمدان

اونو روانلامیشام

قوجا بابام نه واخت کن

بوغازیم آغرییاردی

آراز کئچمیشه م دئیه

بوغازیمی سیخاردی

سوروشاردیم : آی بابا

آراز نه دیر کئچمیسه ن ؟

سویوندان ایچمیسه ن؟

سئوالیمدان بابامین

یاشالاردی گوزلری

اوزونون چیینلرینده

گیزله نردی کدری

اوزومه مایوس, مایوس

باخیب دئمزدی بیر سوز

گورردیم آنجاق اولوب

اونون توکلری بیز- بیز

سونرادا قارداشیمین

آدین قویدولار آراز,

لاکین, اوندا دا منه

آیدینلاشمادی بو راز

آمما اراز بئشیکده

یاتیب ییرغانان زامان

بو سوزلری دینلردیم

آنامین لایلاسیندان:

آرازی آییردلار,

قوم ایلن دویوردولار,

من سندن آیریلمازدیم,

ضولم نن آییردیلار.

شاعر سهند « خاطره» منظومه سینده ایسه ظلم ادونا یانمیش یوردو بئله تصویر ائدیر :

گزیرم چوللری کورا یوللاری,

کولک پیچیلدادیر قورو کوللاری

قاریشما چیخیر بیر سورو داوار

بوتونسورو گوله میر, کئچی-قویونلار

بیر – بیرینه کئچمیش قابیرغالاری

دوز تک یالاییر بوش قاب لاری

اون ایکی یاشیندا کیچیک بیر چوبان

چیگنینده آسیلی بوش داغارجیقدان

ساکیت دایانمیشدیر, نه سمیر نه سس

گاهدان بیر چکیردی دریندن نفس

اوزونده غصه دن گیزلی بیر ایز وار

اینتیظار گوزلری یولدا قالمیشدیر

بیلمم توتگینی هارایا سالمیشدیر

گورونور چوخداندیر نغمه چالماییر

داغلارا, داشلارا هرای سالماییر

اونون دا روحونو اولدورمیش ستم

اونون دا قلب ائوین ظلم الی ییخمیش

بوتون نغمه لری یادیندان چیخمیش

سهند تهراندا سورگون اولان زامان لاردا دا ادبی ییغینجاقلاردا گئنیش شکیلده ایشتیراک ائتمک له بیر چوخ شاعیر و یازیچی لاریلان داها آرتیق یاخیندان تانیش اولور. سهندین تانیش اولدوغو کیمسه لردن کی قاباقجادا اونلا آز – چوخ تانیش ایدی اوستاد محمد علی فرزانه ایدی, سهندین اوستاد فرزانه ایله تانیش اولماسی سهندین یاشاییشیندا بیر دونوک نقطه حسابا گله بیلر, نییه کی اوستادین تاپشیریقلاری و گوستریشلری نتیجه سینده سهند « سازیمیمن سوزو» کیمی شاه اثری یاراتدی.بک.

بو بیرینجی درجه لی شاعیر هله ایراندا تورکلرین آنا کیتابی ساییلان « ده ده قورقود» چاپ اولمامیشدان اونجه, اونون بیر سیرا بویلارین نظمه چکمیش و دئمک منظوم «ده ده قورقود» یارادا بیلمیشدی.

سهندین بو شاه اثرله ماراقلانماسی و تانیشلیغی بو مسئله نی ثبوتا یئتیریرکی شاعیر کولتورونه و مدنیتینه آرتیق اوستونلوک وئریردی و بونا اساس دا شاعیرین اثری خلق طرفیندن ماراقلانیب و نئچه دفعه لرله چاپ اولوندو.بای.

سهند بیر آزادلیق سئون شاعیر ایدیکی اینسانچیلیق, قارداشلیق و میللتچیلیک شعرلرینده اوز یئرین توتا بیلمیشدی. او شعرینین بیرینده بئله دئییر : اییه ر من تورک لردن دفاع ائدیرم سه بو او دئمک دئییل کی اونلاری اوستون بیر عرق (نژاد) بیلیرم بلکه اونلارین اینسانی حقوقلارینی طلب ائدیرم. سهند ائله او شعرینده بونا گوراکی آذربایجان میللتینه ظلوم اولونیر , اعتراضینی بئله دئییر :

من دئمیرم, اوستون نژاد دانام من,

دئمیرم, ائللریم ائللردن باشدیر,

منیم مسلکیمده, منیم یولومدا

میللت لر هامیسی دوست دور, قارداشدیر

چاپماق ایسته میرم من هئچ میللتین

نه دیلین, نه یئرین نه ده امگین

تحقیر ائتمه ییرم هده له مییرم

کئچمیشین, ایندیسین یا گله جگین

من آییرماییرام, آیری سالماییرام

قارداشی – قارداشدان, آروادی- اردن

آنانی- بالادان, اتی- دیرناقدان

اورکدن, قانادی- پردی

پوزماق ایسته میرم بیرلیکلری

اینسانلیق بیرلیگی ایده آلیم دیر

قارداشلیق, یولداشلیق, ابدی باریش

دونیادا ان بویوک ارزولاریمدیر

آنجاق بیر سوزوم وار: من ده اینسانام

دیلیم وار-خلقیم وار, یوردوم-یووام وار

یئردن چیخمامیشام گوبه لک کیمی

آدامام, حقیم وار, ائلیم – اوبام وار

قول یارانمامیشام یاراناندا من

هئچ کسه اولمارام, نه قول نه اسیر

قورتولوش عصریدیر اینسانا بو عصر
اسیر اولانلاردا بوخوون کسیر.

سهند ۱۳۴۶ اینجی ایلده شاعیر شهریارا مکتوبلار یازدی. بو مکتوب دا شاعیر ائلین دردلرینی سویله مکدن سونرا شهریاردان ایسته ییر بو یارالارا مرهم قویسون. سهند مکتوبونون بیر چوخ یئرینده اوستاد شهریارا چوخ ناراحات حالدا یاناشیر . سهندین فیکرینجه « هر بیر هنر صاحیبی ائلینه گووه نیب ائلینه آرخالانماسا, ائلین گوزوندن دوشوب کنارا قویولاجاقدیر».

سهندین شهریارا یازدیقی مکتوبوندان :

ئوزگه چیراغینا یاغ اولماق بسدیر

دوغما ائللریمیز قارانلیقدادیر

یانیب یاندیرمایاق یادین اوجاغین

ائویمیز سویوقدیر, قیشدیر, شاختادیر

شهریاری اوزگه لره چیراغ اولملق یئرینه اوز ائلی نین دردلرینی سویله مگه چاغیریر, کی بو مکتوب آیری بیر مجالدا اراشدیرماق گره کدیر.
او مکتوب شهریاردا بیر شعله نین آلوولانماسینا سبب اولور و شهریارین شاه اثرلریندن اولان « سهندیه» شاعیر سهند خطاب یارانیر.بک.

اوستاد شهریار حقلی اولاراق ن سهندیه» ده شاعیر سهند حاققیندا یازیر:

اودا شعرین, ادبین شاه داغی دیر, شانلی سهندی

اودا سن تک آتار اولدوزلارا شعر ایله, کمندی

اودا سیمرغ دان الماقدادی فندی

شعر یازاندا قلمیندن باخا سان دور سپه لندی

سانکی اولدوزلار الندی

سوز دئینده گوروسن قاتدی گولو, پسته نی, قندی

یاشاسین شاعیر افندی

او نه شاعیر کی داغین وصفینه مصداق اونو گوردوم

من سنین تک اوجالیق مشقینه مشتاق اونو گوردوم,

عشقه, عشق اهلینه مشتاق اونو گوردوم.

یوخاریداکی مصراعلاردا گورینیرکی, استاد شهریار سهندی قاف داغیندا یاشایان سیمرغا تشبیه ائدیب و اونون هنرین, شعرین و یارادیجیلیغینی ده یرلندیریر.بای.
دوز دور شاه رژیمی بوتون وار گوجو ایله باجارا بیلمه دی سهندین قوللارین زنجیرله ییب اسیر ائتسین, دوستاقلارا, سورگونلره محکوم ائتمک له, حقیقت سویله ین دیلینی باغلایا.

شاعیر بو قورتولوش عصرینده اعتراض سسینی شاه رژیمینه قارشی بئله اوجالدیر:
طالعیمه سن باخ, دوشونجه لریم یاساق,

دویغولاریم یاساق

کئچمیشیمدن سوز آچماغیم یاساق

گله جگیمدن دانیشماغیم یاساق

آتا بابامین آدین چکمه ییم یاساق

بیلیر سن؟

آنادان دوغولاندان بئله

اوزوم بیلمیه, بیلمیه

دیل آچیب دانیشدیغیم- دیلده

دانیشماغیم یاساق ایمیش, یاساق.

سهند ائل دردینی سویله مگی شاعیرلرین وظیفه سی (گووره وی) بیلیر و بیر یئرده بئله سویله ییر :

دیلیمی دالیمدان چیخارتسالاردا

قوی قارداش دردیمی دئییم باری بیل

گونئی دن قوزئیه, شرق دن غربه

هانسی خلقی گوردون بیزیم تک ذلیل؟

سهند اوز خلقینی قطعی بیر مبارزه یه چاغیریر و بئله اینام بسله ییر:

کیم دئییر اولومدور جانیندان کئچمک؟

بو اولومدن دوغور باشقا بیر حیات

اینسان اوز جانیندان کئچمه سه دئمک

ابدی حیاتا چاتارمی؟ هیهات

شاعیر حقی- حقیقتی اینسان سیز کور بیلیر . بو باخیش شاعیرین اینسانا اعتقادیندان و احترامیندان سو ایچیر:

حقین حقیقتین باغچاسی هر واقت

اینسانلا گولور, اینسانلا سولور

ان بویوک حقیقت اینساندیر آنجاق

اینسانسیز حقیقت اولسا کور اولور.

شاعیر اوزو اوچون بیر گوزه ل عالم یارادیب, اونون دونیاسیندا آزادلیق وار, سئوگی و محبت وار, اینسانلار شان حیات سورور.

من گوردوگوم دونیادا

هر شئی آشکار آیدیندیر

گونش واردیر, ایشیق وار

اینسانلار محکوم دئییل

چیچک آچیر بار وئریر,

حیاتیندان ذوق آلیر

اینسانلیق وار, دوستلوق وار

سئوگی وار, محبت وار

من گوردویوم دونیادا

شاعیر سازیمین سوزو اثرینده بیر متفکر کیمی حیاتین درینلیکلرینه جوماراق خلقی اوزونو تانیماغا , سوندورولموش ملی شعوری اویاتماغا قارانلیقلاردا مشعل آختاران لارا آزادلیق و مبارزه یوللارینی گنج لره نشان وئرمگه چالیشیر.

بعضا” اونا ائله گلیرکی هر شئی حیات, طبیعت حتا اینسانلار بئله درین یوخویا دالمیش دونیانین خیرینی- شرینی آتمیشلار.

گئجه نین بوینوندا وقارلی داغلار,

سانکی ابدی بیر یوخویا باتمیش

دره لر, تپه لر, مئشه لر, باغلار

دونیانین خیرینی-شرینی آتمیش

باشقا بیر یئرده دئییر :

اینسان حققینی ایتیره ن گوندن,

باشی داشدان-داشا دگیر هر زامان

سعادت جیرانی قاچیر اونوندن

سیلدیریم یوللاردا قالیر سرگردان

آزیب اوزلوگوندن ایتگین دوشنده ن,

قورد کیمی, اوزونون قانینی ایچیر

چالایلار, تیکانلار آیاغین بیچیر.

شاعیر یولونو ایتیرمیش, چاشمیش, مقداراتینی یابانجیلارا تاپشیریب, حقینه گوز یومموش خلقه, بابالارینین مردانه لیک لرینی اوزلرینه چکه ره ک دئییر:

ازل گوندن قهرمانلیق,

مردانه لیک, قوچاقلیق

آد سانیلان یاناشیدیر

دوغروداندا هر اینسانلیق

فخری اولان سجیه لر,

بو ائللرین-اوبالارین

ائکیز تای بیر قارداشیدیر

و داها سونرا بئله دئییر :

هر دردین داواسین آختارماق گره ک

نه چیخار ییخیلیب, زاریلداماقدان؟

تلاشسیز قوللارین قوتیاولماز

یول گئتمسه چاتماز مقصده اینسان

سحری آختاران گئجه دن قورخماز

آلیرام الیمه تلاش عصاسین

اگر گویدن یئره قطران یاغسادا

اوزوب کئچمه لییم ظلمت دریاسین

گورولدویو کیمی شاعیر اوز هدفینه چاتماق اوچون, هر بیر چتینلیگه دوزوب حتا جانیندان کئچمه گی ده لازیم بیلیر.
سهند ین ذهنینده اینسانلار هر زامان بیر بیر ایله قارداشدیر:

من اینسانلاری بیر, بیرینین

قارداشی دیر, سیرداشی دیر دئیه

بیر گون , ایکی گون یوخ

عومور بویو هارای چکیب

قلم چالیب, بوغاز یئرتیب

شعر یازیب یاراتمیشام

حیاتیمین کیتابچاسین

واراقلا باخ

گورکی آنجاق

هئچ دردیمی, هئچ آغریمی

محکوم اینسان دردلریندن

آییریبان بولمه میشم

من اوزومو, اوز ائلیمی

یاخین, اوزاق اینسانلیقدان

هئچ ده ارتیق سئومه میشم

من یاغلیمی, یاوانیمی

هر یئردنسه, هر ائل دنسه

اولور اولسون, هر گون هر آن

آج یالاواج اینسان ایلن

بولمک لیگه حاضیر اولوب

بو سوزومده صادیق دوروب

تا وارلیقا دایانمیشام

لاکن هله, یازیق دونیا

«ملت چی لیک» خولیاسینا

عنادینا دوام ائدیر

«اومانیزمی» سایان کیمدی؟

اینسانلیقا باخان کیمدی؟

حیاتی و یاشایشی تکجه اوزو اوچون آختارمیر شاعیر :

من تک ئوزوم دگیلم,

خلقیمین, ائللریمین

نبضی من ایلن وورور.

هر قلبیم چیرپینارکن,

کوکسومده بیر اوره ک یوخ,

میلیون اوره ک چیرپینیر,

من او گپنه گم کی,

دونیادا حیات آدلی

شعله یه وورولموشام

یانسامدا باکیم یوخدور

ازلدن بو سودادا

یانماغا دوغولموشام

آذربایجان و فارس شعرینین هر ساحه سینده شعر یازان و حتا شاه اثرلر یارادان شاعر لر چوخ اولموشدور. آنجاق خلقه میللی شعورو آشیلایان, کئچمیشینی و گله جگینی بو قدر گوزه ل آنلادان شاعیر یوخ, درجه ده آز اولموشدور.

اوزللیکله گونئی آذربایجان دا پهلویلر دوورونده حاکم اولان بوغونتولو هاوادا فارس شئونیزمی نین مطلق حاکیمیتی دورونده.
سهند بیر شاعیر اولاراق, وطنینی آزاد, خلقینی خوشبخت گورمک ایسته ییردی.

سون دا سوزلریمی سهندین یاخین دوستو و همکاری بیزیم گورکملی یازیچیمیز رحمتلیک گنجعلی صباحی نین سهندین وفاتی مناسیبتیله یازدیغی بیر پاراگرافلا بیتیرمک ایسته ردیم:
« افسوس… کی آمانسیز اولوم اونو آزادلیغین ایلک هاریندا سهند, ساوالان, حیدربابا داغلاری نین اتکلری لاله یاسمنله دولدوغو, کهلیکلری قاققیلداداغی, بولبوللری چهچه باشلادیغی زامان, او بویوک اینسانی, شعر و ادب شاهینی بیزدن آییردی, آنجاق او اولمه ییب, او آلوولاندیردیغی شعر و هنر مشعله سی له اوزونه بیر ابدیت یارادیب».

بئله لیکله سهند (۲۲ فروردین ۱۳۵۸ ه.ش) اوز میللی آرزولارینان بیرگه بیزلردن آییریلدی امما اونون اولمز اثرلری ایله اولمز لیکده یاشایان بیر کووره ک اوره کلی شاعیر دیر.
اوزو دئدیگی کیمی :

آنجاق ائلی اوچون یاشایانلارین

اولوب گئتمک ایله ن عومرو قورتولماز

اولومله حیاتدا بیر بوتونلوک وار

گول توخوم اولماسا, توخوم گول اولماز.

قایناقلار :
۱- وارلیق – بولود قاراچورلو سهند اوچون اوزل سای – ۱۳۵۸ – تهران
۲- پیک آذر درگی سی- ایکینجی ایل ۱۶-اينجی سای – مرداد ۱۳۸۱ – زنجان
۳- شمس تبریز هفته لیگی – سهند اوچون اوزل سای – ایکینجی نومارا- دوردونجو ایل – ۹۳-اونجو سای- ۳ اسفند ۱۳۷۹ – تبریز
۴- سهندیه-شهریار – ایران جام یایین ائوی - ۱۳۷۵
۵- تریبون درگی سی- ۳-اونجو سایی- یاز ۱۹۹۸ - سوئد

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:6 |  لینک ثابت   •